تنهایی در سالمندان مبتلا به آسیب شناختی خفیف : نقش تروما و نورزگرایی
کد مقاله : 1120-MOA-FULL
نویسندگان
مریم محمدی1، مهناز شاهقلیان *2، محمدحسین عبداللهی2
1دکترای روانشناسی
2هیات علمی روانشناسی دانشگاه خوارزمی
چکیده مقاله
با ورود به میانسالی توانایی‌های انسان دستخوش تغییر می‌شوند. آسیبِ شناختی خفیف در مواردی به‌عنوان مرحله بینابینی و انتقالی میان سالمندی نرمال و آلزایمر شناخته شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط تروما و نورزگرایی با تنهایی در سالمندان مبتلا به اختلال شناختی خفیف بود. از میان سالمندان مراجعه کننده به مراکز روانشناختی/روانپزشکی که تشخیص MCI دریافت کرده بودند، با توجه به ملاکهای ورود 153 سالمند به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابتدا مجددا وضعیت شناختی آزمودنی‌ها با آزمون مختصر معاینه وضعیت روانی (MMSE) ارزیابی شد. داده‌های پژوهش با استفاده از پرسشنامه ترومای دوره کودکی (CTQ-SF؛ برنستین، 2003)، سیاهه شخصیت پنج عاملی نئو (NEO-FFI؛ کاستا و مک‌کری، 1989) و مقیاس تنهایی اجتماعی (SLS؛ بشارت، 1397) جمع‌آوری شد. نتایج حاکی از ارتباط مثبت معنادار بین انواع ترومای دوران کودکی (شامل سوءاستفاده عاطفی، سوءاستفاده جسمانی، سوءاستفاده جنسی، غفلت عاطفی و غفلت جسمانی) و نیز نورزگرایی با تنهایی بود. نورزگرایی همبستگی قویتری داشت. نتایج نشان داد 40 درصد واریانس تنهایی توسط انواع تروما و نورزگرایی قابل تبیین است. یافته‌ها توجه به ابعاد شناختی و عاطفی و نقش آنها در سالمندی را برجسته می‌کند. در مداخلات روانشناختی برای سالمندان توجه به اهمیت جنبه های روان‌رنجور شخصیت با توجه به تجربه تنهایی حائز اهمیت است.
کلیدواژه ها
سالمند، آسیب شناختی خفیف، تروما، تنهایی
وضعیت: پذیرفته شده
login